1403.۱۱.۳۰
-
تاریخ: 1405/4/22 ساعت: 17:42
شده از غم و شادی باهم قلبت به درد آیدشده دلت هم ساز و دغُل بزند هم دلتنگی فریاد بزندشده لبانت بخندد و چشمانت اشک بریزدشده خنده را بنویسی، گریه کنیشده لبانت خنده و دلت غم فریاد بزند#نامزدی داداشم#غربت منساخت کد موزیک
شب طولانی1403/04/12
-
تاریخ: 1403/4/28 ساعت: 1:34
امشب همه چیز را پشت سرم جا گذاشتیمامشب تمام عزیزان،تمام خاطرات و تمام دوست داشتنی های زندگیمان را پشت سرم گذاشتیمامشب دست تمام عزیزان اشک های چشمم را پاک کردن و پشت سرمان اشک ریختنامشب سخت ترین شب هستامشب تمام صحنه ها را در ذهنم میسپارمامیدوارم به طلوع سخت ترین شب زندگیم....#سفر به تهران برای مهاجرت...
ویزا
-
تاریخ: 1403/2/18 ساعت: 12:54
بالاخره انجام شد...نمیدونم باید بگم شروع شد یا بگم تمام شد...نمیدونم باید خوشحال باشم یا ناراحت...اصلا نمیدونم چه حسی دارم اصلا نمیدونم چرا این تصمیم گرفتم...میترسم...خوشحالم...دلهره دارم...غمگینم...ذوق زده ام...همه کسانی که میشناسم توی ذهنم اومدن...همه چیزهای که دوست دارم و ازشون گذشتم...همه خاطرات...
جودی
-
تاریخ: 1403/1/27 ساعت: 18:14
آدم ها با بندهای به زندگی وصل هستنهرچه بیشتر بیاندیشی بندهای بیشتری میابیمن امشب یکی از بندهای دلم را به انسان دیگری بخشیدمو سخت ترین شب برایم امشب هستاحساس میکنم امشب از تمام شب های این چندسال دلگیرتر و طولانی تر هست....پ.ن:امشب جودی به یه نفر واگذار شدپ.ن:اینجا نوشتم تا یادم ببماند از چه چیزهای دل...
زمستان۱۴۰۲/۱۱/۲۴
-
تاریخ: 1402/12/1 ساعت: 13:15
امسال زمستان نبودهوایش زمستان نبود ولی حالش زمستان بودزمستانی سخت...از آن زمستان ها که حالت را میگیرد...از آن زمستان ها سوزش به استخوانت میرسدهرچه بپوشی باز هم سرد و جان سوز هستاز آن زمستان ها که امیدی به بهار نداری گویی بهاری اصلا نخواهد آمد...آدم دلش که گرفته باشد همیشه زمستان هست حتی اگه عاشق زمس...
جای خالی
-
تاریخ: 1402/12/1 ساعت: 13:15
جای خالی...که با هیچ چیزی پر نمیشود...جای خالی پدربزرگ ها و رفتگان...جای خالی سلامتی...جای خالی شادی...جای خالی از ته دل خندیدن...جای خالی کودکیمان و جوانیمان که تمام شد...جای خالی عمری که دارد میگذرد ...جای خالی فاصله ای که نباید باشد...جای خالی آرزوهای که بر باد رفتن...جای خالی امیدها...جای خالی ع...
۲۶ آبان
-
تاریخ: 1401/4/4 ساعت: 7:00
دیشب تا صبح باران آمددیشب تا صبح دلم قدم زدن در باران را طلبیددیشب تا صبح دلم دلهره با تو بودن را داشتدیشب تا صبح دلم هوایی بوددیشب تا صبح دلم یاداور خاطرات بوددیشب تا صبح به صورت تو خیره بوددیشب تا صبح دستانم تو را لمس کرددیشب تا صبح دلم در هوای تو بود..............پ.ن:وقتی دلت لک میزنه برای عاشقان...
۵بهمن ۱۴۰۰
-
تاریخ: 1401/4/4 ساعت: 7:00
بزرگترین و زیباترین اتفاق دنیا در زندگی مشترک من و سینا جان....❤ماهورا جانم به دنیا اومد❤۱۴۰۰/۱۱/۰۴مامان من همیشه از اتاق عمل میترسیدم هرچند زیاد رفتم سرکشی ولی محیط اتاق عمل انگار داری میری کشتارگاه،خدا را شکر که ماهورا داره روند طبیعی طی میکنه
نوروز۱۴۰۱
-
تاریخ: 1401/4/4 ساعت: 7:00
شیشه عمرم در دستانم خدایا مبادا فراموش کنی نگهدارش باشیخدایا مبادا بگذاری بندگانت آزارش دهندخدایا مبادا بگذاری دل نازک حریرش را کسی تار کندخدایا مبادا بگذاری آهنگ زندگیش غم شود....اولین عید ماهورا،از دوست و آشنا عیدی گرفته
97.09.27
-
تاریخ: 1397/11/12 ساعت: 3:30
یه روز... چرخ روزگار،بد چرخید کام روزگار،تلخ شد رفیق،نارفیق شد خوب،بد شد خلاصه.... ته جاده خدا ایستاده بود خیلی وقت منتظر بودxa0 دیده بود خیلی دیر شده همه راه ها را بسته بود تنها راه خدا بود ...... پ.ن:
1397.10.25
-
تاریخ: 1397/11/12 ساعت: 3:30
یه شب نحس یه شب با تاریکی و خفقان همه چیز آوار شد روی سرمان... ..... یک هفته ای بود که درگیر ازمایش و اسکن اینا بودن، و بعد هر ازمایشی گفتن همه چیز خوبه،همه چیز عالیه، حالا.... بعد یک هفته گفتن، عمر د
40 روز مانده
-
تاریخ: 1396/9/27 ساعت: 15:35
[unable to retrieve full-text content]دانه دانه میبافم از عشق رج به رج میخوانم از درد دلتنگی ........... پ.ن: 40 روز دیگه یه خبری هست.خیلی بهش فکردم خلاصه میشه توی دوتا خط بالا😊 خودم که خیلی خوشحال ولی ته دل یکم خالیه 😒
96.07.22 دلتنگی
-
تاریخ: 1396/9/25 ساعت: 17:09
گرم/خشک/کویر/بی رنگ درست است هیچ زیبایی ندارد شهرم ولی من دلتنگمxa0 دل تنگ وجود مادرمxa0 شهرم با تو زیباترین شهر دنیاس.... *********** پ.ن:خیلی دلم تنگ شدم. اینجاس که میگن خدا و خرما باهم نمیشه و با تمام وجود هر دو را میخواهی.....
96.04.14
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 23:17
بیا یاد بگیر گاهی نباش یاد بگیر سکوت کنیاد بگیر برای خودت باش برای خودت اهنگ بگذار برای خودت روی جدول راه برو برای خودت بخند برای خودت رویا بباف برای خودت سنگریزه جمع کن برای خودت شیرینی و لواشک درست کن برای خودت موهایت را بباف برای خودت بخوان برای خودت خرید کن برای خودت تاب بازی کن برای خودت بنویس ...
ارامش
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 23:17
دقایقی را برای خودت باش ارامش درون تو هستارامش زمانیست که کودکی میگردد و تو را میابد تا در آغوشت بخوابد ارامش زمانیست که آهنگی را با صدای بلند با خواننده بی مهبا میخوانی ارامش زمانیست که قطرات باران خیره میشوی و بوی نم باران را استشمام میکنی ارامش زمانیست که چیبس و ماست و موسیر باهم میخوری به همراه ...
1396.05.15 پرت نویسی
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 23:17
قدم به قدمxa0 همگامت شدمxa0تا بگویم ما خواهیم شکافت کوه ها را تا بگویم خواهیم شکافت دریا ها را تا بگویم خواهی شکافت دیوارها را تأمل خیال واهی ست یا..... پ.ن:خوبه که یه روزی همه اینایی فقط برای تو نوشته شده برات ارزش داشته باشه...
96.05.27 خود خواهی
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 23:17
دوست داشتن زیباست رویاییستزندگیست ولی شرط دوست داشتن از خود گذشتگی ست با خود خواهی به هر چیزی چنگ میزنیم با خود خواهی التماس میکنیم با خود خواهی اعتراض میکنیم و با خود خواهی برای زنده ماندنش دعا میکنیم..... ........... پ.ن1: گریه.داد.شیون.عصبانیت با هر صلاحی میجنگیم تا عزیزمون نگه داریم. خود خواهیمو...
96.05.28
-
تاریخ: 1396/6/30 ساعت: 23:17
تنها چیزی که باقی ماند مهربانی تو بود... میشه خونه بدون تو آرام باشه؟میشه بدون تو سینام غصه نخوره؟ میشه بدون بابا زندگی کرد؟ ..... پ.ن:عروسه و پدرشوهر.میگن پدرشوهرا عروسا را لوس میکنن.دیگه کی من لوس کنه؟؟ پ.ن:مهربون ترین مرد دنیا دار فانی وداع گفت.همسرم بدون پدر شد. صبر زیاد براش ارزومندم....
حس
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 18:16
زمان اگر به عقب باز گردد دوباره اگر تو را ببینمدوباره مست خواهم شد دوباره عاشق خواهم شد دوباره سکوت خواهم کرد دوباره خواهم نوشت دوباره خواهم ساخت دوباره و دوباره ها تکرار میشوند ولی این بار باور دارم که احساسمxa0دروغ نمیگوید.... ............. پ.ن: این باور لازمه که به حس های درونت اعتماد کنی و دیگه ...
95/11/30 دفاع
-
تاریخ: 1396/3/23 ساعت: 18:16
امروز هم وحشتناک ترین روز زندگیم بود هم بهترین.این تضاد از من یک فارغ التحصیل ارشد مهندسی پزشکی- بیومکانیک ساخت.30 بهمن پایانی برای شروع جدید با پشتکار و همت بیشتر. زیبایی امروز صدای زمزه دعاهای مادرم بود که با هر سوال داور بلندتر میشد.من فدای وجودت.زیبایی امروز نگاه های همسرم بود که به من تلنگر میز