شده از غم و شادی باهم قلبت به درد آید
شده دلت هم ساز و دغُل بزند هم دلتنگی فریاد بزند
شده لبانت بخندد و چشمانت اشک بریزد
شده خنده را بنویسی، گریه کنی
شده لبانت خنده و دلت غم فریاد بزند
#نامزدی داداشم#غربت من
ساخت کد موزیک
برچسب:
نویسنده: سپیده حسنی
امشب همه چیز را پشت سرم جا گذاشتیم
امشب تمام عزیزان،تمام خاطرات و تمام دوست داشتنی های زندگیمان را پشت سرم گذاشتیم
امشب دست تمام عزیزان اشک های چشمم را پاک کردن و پشت سرمان اشک ریختن
امشب سخت ترین شب هست
امشب تمام صحنه ها را در ذهنم میسپارم
امیدوارم به طلوع سخت ترین شب زندگیم....
#سفر به تهران برای مهاجرت ساعت ۲:۳۰
#پرواز از تهران ساعت ۱۰:۴۵ سه شنبه ۱۲ تیر ۱۴۰۳
برچسب:
نویسنده: سپیده حسنی
بالاخره انجام شد...
نمیدونم باید بگم شروع شد یا بگم تمام شد...
نمیدونم باید خوشحال باشم یا ناراحت...
اصلا نمیدونم چه حسی دارم اصلا نمیدونم چرا این تصمیم گرفتم...
میترسم...
خوشحالم...
دلهره دارم...
غمگینم...
ذوق زده ام...
همه کسانی که میشناسم توی ذهنم اومدن...
همه چیزهای که دوست دارم و ازشون گذشتم...
همه خاطرات...
مغزم میخواهد منفجر بشه....
#مهاجرت
#نوشتم برای آینده
برچسب:
نویسنده: سپیده حسنی
آدم ها با بندهای به زندگی وصل هستن
هرچه بیشتر بیاندیشی بندهای بیشتری میابی
من امشب یکی از بندهای دلم را به انسان دیگری بخشیدم
و سخت ترین شب برایم امشب هست
احساس میکنم امشب از تمام شب های این چندسال دلگیرتر و طولانی تر هست....
پ.ن:امشب جودی به یه نفر واگذار شد
پ.ن:اینجا نوشتم تا یادم ببماند از چه چیزهای دل کندم برای هدفم....
برچسب:
نویسنده: سپیده حسنی
برچسب:
نویسنده: سپیده حسنی
برچسب:
نویسنده: سپیده حسنی
دیشب تا صبح باران آمد
دیشب تا صبح دلم قدم زدن در باران را طلبید
دیشب تا صبح دلم دلهره با تو بودن را داشت
دیشب تا صبح دلم هوایی بود
دیشب تا صبح دلم یاداور خاطرات بود
دیشب تا صبح به صورت تو خیره بود
دیشب تا صبح دستانم تو را لمس کرد
دیشب تا صبح دلم در هوای تو بود...
...........
پ.ن:وقتی دلت لک میزنه برای عاشقانه های گذشته
برچسب:
نویسنده: سپیده حسنی
برچسب:
نویسنده: سپیده حسنی
برچسب:
نویسنده: سپیده حسنی
یه روز...
چرخ روزگار،بد چرخید
کام روزگار،تلخ شد
رفیق،نارفیق شد
خوب،بد شد
خلاصه....
ته جاده خدا ایستاده بود
خیلی وقت منتظر بود
دیده بود خیلی دیر شده
همه راه ها را بسته بود
تنها راه خدا بود
......
پ.ن:
برچسب:
نویسنده: سپیده حسنی
برچسب:
نویسنده: سپیده حسنی
برچسب:
نویسنده: سپیده حسنی
درست است
هیچ زیبایی ندارد شهرم
ولی من دلتنگم
دل تنگ وجود مادرم
شهرم با تو زیباترین شهر دنیاس....
***********
پ.ن:خیلی دلم تنگ شدم. اینجاس که میگن خدا و خرما باهم نمیشه و با تمام وجود هر دو را میخواهی.....
برچسب:
نویسنده: سپیده حسنی
یاد بگیر سکوت کن
یاد بگیر برای خودت باش
برای خودت اهنگ بگذار
برای خودت روی جدول راه برو
برای خودت بخند
برای خودت رویا بباف
برای خودت سنگریزه جمع کن
برای خودت شیرینی و لواشک درست کن
برای خودت موهایت را بباف
برای خودت بخوان
برای خودت خرید کن
برای خودت تاب بازی کن
برای خودت بنویس
و
برای خودت زندگی کن
پ.ن: وقتی از همه چیز خسته شدی گاهی برای خودت زندگی کن.
برچسب:
نویسنده: سپیده حسنی
برچسب: ارامش,
نویسنده: سپیده حسنی